مهدى فرمانيان
64
آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )
و اجتهاد و روشهاى عقلگرايانه مخالف بودند . « 1 » شيخ مفيد ( م 413 ه . ق ) در بغداد با به كار گرفتن شيوههاى استدلالى ، اجتهادى و عقلى در كلام و فقه و با نقد بسيارى از مواضع اخباريان كه آنان را « حشويهء شيعه » ناميد ، جريان عقلگرا ( مكتب بغداد ) را در برابر نقلگرايان نيرو بخشيد . سيد مرتضى و شيخ طوسى ( م 460 ه . ق ) راه شيخ مفيد را پى گرفتند و آثار عظيمى در اصول عقايد ، فقه و اصول فقه پديد آوردند . البته ، شيخ طوسى كوشيد ميان مكتب اهل حديث و عقلگرايى شيخ مفيد جمع كند و راه ميانهاى را بپيمايد . « 2 » او از بغداد كه ديگر محيط امنى براى او و شيعه نبود به نجف نقل مكان كرد « 3 » و حوزهء شيعى نجف را بنيان گذاشت . در سدهء ششم ، حلّه كانون دانش شيعى بود و « مكتب حلّه » در آنجا رخ نمود . در قرن هفتم دو چهرهء بسيار بزرگ و مؤثر در حوزهء اماميه ظهور كردند : خواجه نصير طوسى ( م 672 ه . ق ) و شاگرد نامورش علّامهء حلّى ( م 726 ه . ق ) . تأليف اثر گران سنگ تجريد الاعتقاد ، انديشهء كلامى شيعى را بهگونهاى سامان بخشيد كه تمام آثار بعدى صرفا شرح و حاشيهاى بر آن به شمار مىروند . علامه حلى از بزرگترين عالمان شيعه به نحو مطلق ، با شرح اين اثر و تأليف آثار متعدد و مهم كلامى ، كلام شيعه را در دوران گذشته به اوج ترقى خود رساند . « 4 » ويژگى كلام خواجه و به تبع او علّامه ، آميختن آن با فلسفه است . خواجه ، ميان كلام و فلسفه ، كه بهطور معمول و بهويژه در جهان اهل سنت در بسيارى مسائل در برابر يكديگر قرار داشتند ، آشتى برقرار كرد . وى بخش نخست كتاب تجريد را به « امور عامّه » اختصاص داد و در مسائلى همچون اثبات وجود خدا از روشها و استدلالهاى فلسفى بهره گرفته ، « كلام فلسفى » را پديد آورد . شيعه از حمله مغول تا ظهور صفويه در ايران خلافت عباسى در سال 656 هجرى به دست مغولان برافتاد . « 5 » اما در سايهء علم و درايت
--> ( 1 ) . ر . ك : مدرسى طباطبايى ، مقدمهاى بر فقه شيعه ، ص 39 - 49 ؛ مادلونگ ، فرقههاى اسلامى ، ص 135 . ( 2 ) . ر . ك : مقالات كنگره هزارهء شيخ طوسى ، مشهد ، 1347 ش . ( 3 ) . فرقههاى اسلامى ، ص 136 . ( 4 ) . اين اصل و شرح با عنوان كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد ، پس از تأليف ، محور كلام و تأليفات كلامى شيعه شد . ( 5 ) . در باب فتوحات مغول و سقوط بغداد ، ر . ك : تاريخ ابن خلدون ، ج 5 ، ص 583 به بعد ؛ نيز : تاريخ تشيع در ايران ، ج 2 ، ص 603 - 610 و 611 - 633 .